دوستت دارم

ای که چشمانت سرشار عاطفه است و دستانت شاخه های ترد محبت
مدتی هست ترا می بینم
که لبت غنچه پژمرده یک لبخند است
تو که خود روشنی سبز بهاران بودی
ز چه رو زرد شدی و چرا غنچه لبخند به لبهای تو پژمرده کنون
چه غمی زرد نمود است ترا ای سرسبز؟
تو که خود قلقلک جامعه ما بودی
ز چه رو می گریی
هان!نمی گویی هیچ؟
نکند می ترسی
آه شاید که کنار من و تو
گوش نامحرم هست
مصلحت نیست کسی حرف ترا گوش کند
می روم وقت دگر می آیم.
باور کن که دوستت دارم
ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم ....
ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم....
ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم....
ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم....
ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم....
ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم....
ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم....
دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این دوست داشتنی .....
عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تو لیلی این دل دیوانه ای....
به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ، نثارت میکنم ......
دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم ....
اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم ، از تمام وجودم می گویم!
باور کنی ، باور نکنی یک کلام! دوستت دارم.........
به خدا
خیلی دوستت دارم